قبل از خداحافظی......

چند روزه به این نتیجه رسیدم که دیگه اینجا رو ببندم و برم.......

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چشم عسلی

می کشمت مهرداد خداحافظی کن ببین زنده می مونی یا نه؟؟؟ می کشمت!!!

بیتای

آخه چرا؟؟ چطور یهو به ابن نتیجه رسیدی؟؟[سوال] اول صبحی ما رو ناراحت کردی [ناراحت]

رویا

[لبخند] سلام. امیدوارم تصمیمت موقتی باشه. همیشه و هر حکم کلی و پیش بینی قطعی معنی نداره به نظرم. تا خدا چی اراده کنه!

بیتای

بیشتر فکر کنید اگه این قضیه رو میشه با همفکری بقیه دوستان برطرف کرد ، بگین شاید برطرف شه و به نوشتن ادامه بدین، حیفه.[نگران] در ضمن off های دیروزتون رو هم تازه امروز شناسایی کردم و جواب دادم ببخشید آخه نشناختمتون اولش. باز هم فکر کنید

سایه سپید

ای واییییییییییییییییییییییییییییی...چرا آخه؟![تعجب]چی شد یهو؟!

narsis

سهلام مث ِ اینکه این رفتن و خدافظی و اینا اپیدمی شده [ناراحت] منم یه وختایی فک میکنم برم ، از ته قلبم دلم میخواد برم ولی میبینم فخط اینجا رو دارم که باسه خودمه ، وجودش مال خودمه دلم نمیاد تهناش بذارم چون وبلاگمه که دوستای خوبی بهم داده و عوضش من چیکار میتونم باسش بکنم ؟ یادمه یه مدت پیشم حس وبلاگ نویسی و وبلاگ گردی و اینا رو نداشتی و چقدر تلاش کردم که حست برگرده ، توام یادته ؟ [عینک] به هر حال امیدوارم دلت نیاد وبت رو ببندی و بری و عسکی با عنوان سهلامی دوفاره به جای این عسکت ببینم مففق باشی [گل]

چشم عسلی

هستی خانوم؟؟؟ بعله!!! هستی خانوم؟؟؟ اینو گفتم بخندی مهرداد جان!!! بابا بی خیال شو دیگه یه کم حالا ا زون وقت گرانبهات حروم ما کنی که به جایی بر نمی خوره!!! خسیس[قهر]

سایه سپید

چه ضرری؟![نیشخند] انگار برگشتین ها!!!می بینم پست گذاشتین!!!برم بخونم ببینم چه خبره!![زبان]

پریسا

من یه بار این تصمیم رو گرفتم اما نتونستم برم شما این تصمیمو نگیرید موندن و ساختن بهتر از رفتنه ؟!... ببخشید که نمی تونم مرتب بیام و سر بزنم و گاهی کامنتی از دستم در میره واسه جواب دادن کلا چند وقتیه کمتر میام وقتی هم میام زود باید برم دارم به این فکر می کنم که چقدر کار شما خوبه جواب همه ی کامنتا رو تو وبلاگ خودتون هم می نویسید شاد باشید و پاینده [گل]