جهیزیه.....شب عروسی و.......در زمان ناصرالدین شاه! (سفر در تاریخ قسمت 5)

پیش نوشت: دوستانی که تازه به جمع خوانندگان این وبلاگ پیوسته اند اگر قسمتهای گذشته این سفر تاریخی به همراه آقای ادوارد پولاک را بخوانند برایشان مفیدتر خواهد بود !

"به چیزهایی که همراه عروس می کنند «جهاز» می گویند که همواره و تحت هر شرایطی ملک طلق وی باقی می مانند. خیلی کوشش می شود که حتی المقدور قافله جهاز را بزرگتر جلوه دهند تا نمایی از ثروت عروس باشد و درنتیجه خیلی اوقات یا در یخدانها چیزی نیست و یا آن را از پوشال و سایر چیزهای بی مصرف پر می کنند.

دیگر مقارن نیمه شب عروس را بر اسب می نشانند و در هیاهوی صدای طبل و تیر تفنگ و با مشعلهایی که به دست دوستان عروس حمل می شوند وی را تا خانه داماد بدرقه می کنند و وی بالآخره در اینجا چشمش به جمال عروس روشن می شود! نزاکت و آداب دانی این است که وی به خشونت حجاب را از رخ عروس برگیرد و او نیز در برابر این اقدام مخالفت و مقاومت کند!

در آن لحظه که حجاب به کنار می رود شوهر به صدای بلند می گوید «بسم الله الرحمن الرحیم»

منطبق با یک عقیده رایج خرافی هرکس بتواند پیش دستی کند و زودتر پایش را روی پای طرف بگذارد در خانه حکمش  روان می شود و دست بالا را احراز می کند و در نتیجه طرفین به یک مسابقه جدی در این زمینه می پردازند. در حالی که کوشش و تلاش برای گذاردن پا به روی پای دیگری در جریان است زنهایی که در اطاق مجاور هستند فریاد می زنند:«زود باش!»

وقتی دختری ازدواج می کند باید دست نخورده و به عبارت دیگر«دختر باکره» باشد. در مورد فقدان بکارت هیچ عذری پذیرفته نیست. از آن بالاتر اینکه در این مرد به صرف اظهار شوهر پس از شب اول می توان زن را طرد کرد! این رسمی است سخت ظالمانه و بیدادگرانه زیرا اغلب از این مستمسک استفاده می کنند تا نیت سوء خود را برای به اصطلاح دوشیدن طرف  و به دست آوردن پول با بدنامی زن بیچاره ای عملی کنند. البته این رسم از طرف دیگر باعث شده  تقریباً همه دخترانی که به خانه شوهر می روند از نظر بدنی باکره باشند. حال اگر از بخت بد از دختری ازاله بکارت شده باشد دست به تمهیداتی می زنند که ننگ را از دامن دختر پاک کنند و آبروی پدر و مادر را نجات دهند. مثلاً او را به عقد میرزای بیچاره ای در می آورند به این شرط که پس از مدت کوتاهی باز طلاقش بدهد تا بتوانند بعد وی را به ریش مرد معتبری ببندند. یا اینکه او را به پسر بچه جوان بی تجربه ای می دهند یا با کمک جراحی توسط تنی چند از جراحان ایرانی که در آن مقوله کار آمدند آن را جبران می کنند.(عجب! چقدر جراحی ایران اون زمان پیشرفته بوده! ما فکر می کردیم این جور عملها فقط چند ساله مد شده!نیشخندشیطانزبانخوشمزه)

هرگاه شوهری زن خود را با دیگری در یک فراش ببیند می تواند حتی او را بکشد. اما از آنجا که اثبات این امر از طریق گواهان بسیار مشکل است، شوهر طلاق را ترجیح می دهد. البته طبیعی است که در این حالت دیگر زن ادعایی نسبت به جهیزیه اش نباید داشته باشد.

طلاق عادتاً هنگامی صورت می پذیرد که زن نتواند بچه بیاورد و این نقص از ناحیه وی شناخته شود، یا سر به هوا باشد و در مظان خیانتکاری قرار بگیرد و در مرحله آخر اینکه برای شوهرش بدقدم باشد! یعنی بلافاصله بعد از ورود وی به خانه شوهر بدبختیی رخ نماید. در این صورت وی را شوم می پندارند و می کوشند از شرش خلاص شوند."

ادامه دارد.....

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

سلام مهرداد عزیز.خوبین؟ خوب این خشانت که اصطلاح خودمه و معنیش هم همون خشونته[زبان] دوم اینکه چه بد که این خشونت ارثی بوده! سوم اینکه بهتر که امکان دیدنش نیست وگرنه کار به درگیری فیزیکی می انجامید!![شوخی] چهارم اینکه خیلی کم پیش میاد یه آقا طفلکی باشه. پنجم اینکه من شاگردم و حالا حالا ها شما باید سوتی های من رو اعلام کنید. ششم اینکه شما صاحب اختیارید که بفرمایید چرا؟ هفتم اینکه نه! سیستمم خیلی حالش خرابه. تا لحظه ای که قاطی کرد آنتی ویروسم کاملا به روز بود ها ! نمیدونم چطور آلوده شده؟ هشتم اینکه هرکس دیگه هم بوده از خشانت یا همان خشونت آقا وحشت می کرده و مقاومت می کرده[زبان] نهم اینکه خدا رو شکر !!

ندا

سلام. خوبه ما اون زمان نبودیم.... چه رسم و رسوماتی.... سر نمیزنی بهم؟؟؟؟؟[ناراحت]

ندا

راستی چرا منو لینک نکردیییییییییییییییییییییییییییییییییییی[قهر]

نفیسه

سلام... من از کودکی از خوندن تاریخ بدم میومده اما نگاه شما و گلچینتون از تاریخ برام جالبه... داستان زندگی گرچه همیشه تکرار است اما خوندنی است... به نظر من ظلمی نشده ...گاهی بعضی از سخت گیری ها لازمه... همیشه ممنوعیت محدودیت نیست.. از دعای نیکتون هم فوق العاده سپاسگزارم... ببخشید که انقد درجه معرفت پایینی دارم و دیر به دیر میام... اما کم لطفی دیدم ازتون تو پاسخ هاتون...همه خانوم های این دوره زمونه هم [بغل][بغل][بغل][خوشمزه] نیستند... گرچه کمی عمومیت پیدا کرده... موفق باشید...در پناه حق

نفیسه

سلام...باکمال پررویی و جسارت در پاسخ به سوال مودبانه و منطقی تون باید بگم: نه خیر نخوندم قسمت های قبلیش را [نیشخند] ما که به زور خانواده پزشکی خواندیم در حسرت مهندسی مردیم [زبان] بندگان ناشکر هم که هی می گویند،مصداق بارزش منم [لبخند]

نفیسه

راستی مصداق اون که ممنوعیت همیشه محدودیت نیست اینه که: دخترها یکم نجابت و حیاشون را بحفظند...چه معنی میده دختر آفتاب و مهتاب ببینه...[لبخند]

فاطمه

دوست عزيز سلام اگه مايل به تبادل لينک هستي لطفا منو با عنوان جديدترين مدل لباس 2010 لينک کن و بعد اطلاع بده تا من هم سريعا شما رو لينک کنم امار روزانه : 5000 رنک :2 http://jml2.persianblog.ir/ راستي اينم فروشگاه ژورناله ماست ××× فروش واقعا استثنائي ژورنال لباس 2009-2010 با بيش از 4200 مدل لباس از سري مدل هاي لباس شب،عروس،نامزدي،کت و دامن، کت و شلوار، اسپورت، مانتو، بچه گانه قيمت : 3900 دي وي دي

ملی

من نمی گم که زن ، ازدواج نكنه و بچه نزاد! مي گم این تفکر که زن "حتما" باید ازدواج کنه و بچه بزاد خيلي مسخره اس. هيچ بايدي نيست و هر كس دوست نداشته باشه نبايد بهش گير بدن و اذيتش كنن! [نگران]

نفیسه

به به...می بینم که بدون هیچ گونه رودربایستی نظر شریفتون را اعلام می کنید... ببینم نظرتون راجع به پزشکان که فرمودین فقط مربوط به اهل ذکور بود دیگه نه؟!![متفکر] حال و حوصله جنگ و دعوا هم دارم با فمنیست ها هم به شدت مخالفم... گیس و گیس کشی هم خریداریم [نیشخند]

رویا

سلام و ارادت همیشگی.[لبخند] ممنون برای جوابتون.