فردا صبح قراره صبحانه را با چندتا از دوستان و همسفرانی کنار هم باشیم که تو سفر تابستون به سویس با هم اَشنا شدیم. گرچه یک هفته بیشتر با هم نبودیم اما جوری رفیق شدیم که انگار سالهاست دوست و یا همکاریم. نمیدونم شاید یه علت ایجاد این علاقه و دوستی نیاز به هم صحبت و هم زبون و هموطن تو کشور غریبه باشه و یه علت دیگه اش هم بسی خوش گذشتن تو اون سفر به یادموندنی!

گرچه اون سفر صددرصد تفریحی نبود و خستگی هم داشت و  من هم اصلاً آدمی نیستم که مرغ همسایه براش غاز باشه تا همه چیه این فرنگیا رو عالی و مطلوب ببینه اما به عنوان یه دائم السفر نکته سنج ایرانگرد، خاطره خوبی ازش تو ذهنم موند. 

بعضی وقتا میبینی با یکی سالها همنشین و همکلاس و همسایه و همکاری اما به اندازه یه دوست چند ساعته که تو اتوبوس بین شهری کنارت میشینه و یا یه دوست چند روزه که تو یه اردو یا مسافرت باهات اُخت میشه، رو دلت نمیشینه و کام ذهنتو شیرین نمیکنه!

شیرین باشیم و شیرین کام!قلب