94 سال پیش یک ماجرای به ظاهر عادی در نزدیکی بیت المقدس برای سربازان انگلیسی شرکت کننده در جنگ جهانی اول رخ میدهد که 4سال پس از آن دارای اهمیت ویژه ای میشود به طوریکه کلیسای پروتستان بریتانیا را دچار چالش جدی مینماید.

این چالش منجر به آن می شود که اسقف اعظم انگلیس دستوری محرمانه صادر نموده و درصدد تحریف حقیقتی نورانی بر می آید اما ازآنجا که خورشید پشت ابر نیز جهان را روشن میسازد و غیبتش دائمی نخواهد بود 10سال پس ازاین اکتشاف ماجرای لوح نقره در دو روزنامه چاپ لندن و هند منتشر میشود.

ماجرا اینگونه آغاز می شود که:

 

"در جنگ جهانی اول (1916 میلادی) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدّس مشغول سنگرگیری و نبرد با نیروهای امپراطوری عثمانی بودند، در دهکده کوچکی به نام "اونتره" یک لوح نقره پیدا کردند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود.

چون آن را نزد فرمانده خود، "Major A.N.Grindle" بردند، هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد ولی دریافت که این نوشته به زبان و خطی بسیار قدیمی است و بالأخره این لوح به وسیله وی دست به دست گردید تا به فرمانده ارتش بریتانیا  "Goldston"  رسید و ایشان هم آن را به دست باستانشناسان بریتانیا سپردند.

این باستانشناسان پس از پایان جنگ (1918 میلادی) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبان های باستانی بریتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی، عضو آن کمیته بودند.

پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه 1920 میلادی یعنی 4سال بعد ازکشف این کتیبه باستانی وارزشمند معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام "لوح سلیمانی" و سخنانی از حضرت سلیمان(ع) را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم، نگارش یافته است:

  

 

 

 

 

  که ترجمه آن به این شرح است : 

 الله

 

احمد       ایلی

 

 باهتول

 

حاسن    حاسین

 

یـاه احـمـد! مـقـذا = ای احمد به فریادم رس

 

یـاه ایـلـی انـصـطاه= یا علی مرا مددی فرمای

 

یاه باهتول اکاشئی= ای بتول نظر مرحمت فرما

 

یاه حاسن اضو مظع= ای حسن کرم فرمای

 

یاه حـاسـیـن بـارفـو= یا حسین خوشی بخش

 

امو سلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا= این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه میکند

 

بذات الله کم ایلی= و علی{ابن ابیطالب} قدرة الله است

 

پس ازاین کشف بزرگ کمیته تصمیم میگیرد برای نمایش این لوح مقدس آن را برای تماشای عموم به موزه پادشاهی انگلستان انتقال و درمعرض دید مردم قرار گیرد،اما نامه ای محرمانه موجب میشود تا این امر سالها به تاخیر بیافتد.

این مخفی کاری زمانی وقوع می یابد که این خبر به اسقف اعظم انگلستان رسید و او فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه آن به این شرح  است:

 

" اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دید مردم قرار گیرد، اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان، جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده ، در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سرّ، کسی آن را نبیند."

 

همین نامه منجر میشود تاسال 1926یعنی 10سال پس ازکشف لوح مقدس از نگاه جویندگان حقیقت بازماند ولی به دلیل تاثیرات شگرف لوح در تعدادی از اعضای کمیته مذکور موضوع کشف و نمایش لوح به اطلاع مردم می رسد و تعدادی از روزنامه های آن زمان درانگلیس و هند اقدام به انتشار این خبر می نمایند.

 سر ویلیام و سر تامس، 2 مسیحی عضو کمیته دراثر تاثیرات لوح مذکور به اسلام گرایش پیدا کرده و با تغییردین، شیعه را بعنوان مذهب خود برگزیده و نام خود را  به "کرم حسین" و "فضل حسین" تغییر می دهند. 

 


افرادی که قصد مطالعه بیشتر دراین موضوع را دارند میتوانند به کتاب (Wonderful stories of Islam) چاپ لندن، ص 249  و  مجلات الاسلام دهلی فوریه 1937 و مسلم کرانیکل لندن 30 دسامبر 1926 مراجعه فرمایند. ضمناً در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم که در مصلای تهران تا جمعه در حال برگزاری است غرفه ای به این موضوع همراه با ترجمه یک پیشگویی حضرت داود(ع) درباره حضرت علی(ع) در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است.

*********

 زمانی که حضرت سلیمان علیه‏السلام به پیامبرى رسید خداوند بادها، جن‏ها، و نیز تمام حیوانات را در اختیار او گذاشت. پریان با رشته‏هاى ابریشم، طلا و جواهرات گوناگون، تختى باشکوه برایش ساختند. حضرت سلیمان علیه‏السلام زبان تمام موجودات را مى‏دانست و زمانى که مى‏خواست ملکه سبا را شگفت‏زده کند، به جن‏ها فرمان داد که در یک چشم به هم زدن، تختش را از شهر سبا به پایتخت‏خود آورند. در زمان او، مردم در آرامش زندگى مى‏کردند و این پیامبر قدرتمند، تمام اختیاراتى را که خداوند به او واگذار کرده بود، در راه تامین و هدایت مردم به کار برد. او بقدرى عظیم و در نزد خدا محبوب بود که کسى انتظار نداشت او براى جلب رضایت‏خداوند، به افراد دیگرى توسل جوید; اما... 

 

 

علاوه بر این ماجرا که توسل حضرت سلیمان علیه السلام به پنج تن آل عبا را مستنداً حکایت می کند حقایقی دیگر در این رابطه وجود دارند که به آنها اشاره می شود: 

 از منابع مهمّی که در زمینه شناخت عظمت و شخصیت معنوی حضرت علی علیه‌السلام وجود دارد، کتب و نوشته‌های پیامبران گذشته است. بدون شک وقتی که خداوند سبحان، نام پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم و علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام را به اوّلین انسان و اولین پیامبر، یعنی آدم علیه السلام آموزش می دهد، قطعاً این اسامی مقدّس را برای جمیع پیامبران بعد از او بیان فرموده است. زیرا بر اساس روایات صریحی که وارد شده، انوار مطهّر این افراد برجسته قبل از خلقت بشر، خلق شده است تا در آینده به عنوان بهترین و شایسته ترین کسانی که کاملترین شیوه تکامل را به انسانها آموزش خواهند داد، قدم بر عرصه گیتی بنهند.

نام مقدّس حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در زبور داوود علیه‌السلام نیز چون خورشید می درخشد. داوود علیه السلام از متولد شدن امیرالمؤمنین علیه‌السلام با صراحت و دقت در جزئیات، خبر می دهد. در کتاب "علی و پیامبران" نوشته‌ای را از نسخه بسیار قدیمی زبور که نزد "احسان الله دمشقی" پیشوای دینی مسیحیان شامات موجود بوده، نقل می کند که به شرح زیر است: «مطعنی شل قثو تینمر قث پاهینوا فی وز "ایلی" متازه امطع ملغ شلو شمائت پزانان همنیقته خلذ وقث فل "حدار" کمرتوه شیهو پلت انی قاة بوتاة خزیماه رث جین "کعاباه" بنه اشود کلیامه کاذو قثوتی قتمر عند و بریما برینم فل خلذ ملغ خایوشنی پم مغلینم عت جنحاریون».

 

یعنی : «اطاعت آن بزرگواری که "ایلی" نام دارد، واجب است و فرمانبرداری از او همه کارهای دین و دنیا را اصلاح می کند. آن شخصیت والامقام را "حدار" (حیدر) نیز می‌گویند، او دستگیر و مددکار بی کسان و شیر شیران باشد. نیرو و قدرتش بسیار و تولدش در "کعابا" (کعبه) خواهد بود. بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند. بشنود هر که گوش شنوا دارد، بفهمد هر که عقل و هوش دارد، بیندیشد هر که دل و مغز دارد، که چون وقت بگذرد، دوباره باز نمی گردد».   

 

 

در کتب مقدس و از جمله انجیل بارها از حضرت «ایلیا» یاد شده است. گاهی او را «آلیا» یا «ایلی » گفته اند. این اسم در کتابهایی آمده است که قدمتی بسیار پیشتر از اسلام دارند; یعنی قبل از تکامل زبان عربی و به وجود آمدن حرفی مثل «ع ». با این توضیح، اگر اول: آلیا، ایلیا و ایلی به جای الف حرف ع بگذاریم می شود: عالیا، عیلیا و عیلی.

او آشنای دلهای ماست. حضرت علی علیه السلام، جانشین پیامبر و پدر یازده معصوم است. او کسی است که دیوار کعبه به خاطر تولدش شکافته شد. کسی که در سیاهی شب با کوله باری بر دوش به دستگیری و کمک فقرا می رفت. او کسی است که شیر خدا و حیدر کرار بود و به نیروی الهی در خیبر را از جا کند.

در این مطلب به شرح ماجراهای شگفت انگیز و شیرین درباره او از زمانهایی دور پرداخته شده، زمانهایی که او را با نام «ایلیا» می شناختند.

کشتی نوح

سالها بود که حضرت نوح، علیه السلام، از تنه درخت، تخته درست می کرد و با تخته ها، کشتی بزرگی می ساخت تا پیروانش و نیز حیوانات گوناگون را از طوفان عظیمی که خداوند وعده اش را داده بود، حفظ کند.

بالاخره طوفان شروع شد. باران، سیل آسا می بارید و آب اقیانوس می رفت که به قله کوهها برسد. روزها و روزها کشتی در آب بالا و پایین می شد و باران همچنان می بارید. عاقبت، ابرهای سیاه کنار رفتند و باران بند آمد. خورشید دوباره بر پهنه آسمان درخشید و کشتی نوح به خشکی نشست.

در ژوئیه سال 1951، دانشمندان روسی در یکی از معادن، تخته های عجیبی پیدا کردند. در میان آن همه تخته پوسیده، تخته مستطیل شکلی پیدا کردند که نه کهنه بود و نه پوسیده. اندازه آن 25×35 سانتیمتر بود و حروف عجیبی بر آن نقش داشت. این مساله بقدری با اهمیت بود که کمیته ای برای کشف راز آن خطوط تشکیل شد. اعضای این کمیته که متشکل از دانشمندان و استادان زبان شناس بود، پس از هشت ماه توانستند اسرار این تخته چوب را کشف کنند. روزنامه های جهان، نتایج این اکتشاف را چنین نوشتند: «این تخته چوب، متعلق به کشتی نوح است.»

دانشمندان همچنین توانستند متن روی تخته را ترجمه کنند. روی تخته تصویر یک پنجه و دعایی به زبان سامانی - که زبان دوره حضرت نوح، علیه السلام، است - دیده می شد. این دعا چنین می گوید:

ای خدای من! ای مددکار من! به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذاتهای مقدس: محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمه دست مرا بگیر. این پنج وجود مقدس از همه باعظمت ترند و احترامشان واجب است; چرا که تمام دنیا برای آنان برپا شده است. پروردگارا! به واسطه نامشان، مرا مدد فرما. تو می توانی همه را به راه راست هدایت نمایی.

در نبرد جالوت

جالوت بت پرست در وسط میدان ایستاده بود و مبارز می طلبید; اما کسی جرات نداشت پا پیش گذارد. حضرت داود، علیه السلام، نزد طالوت، پادشاه خداپرست رفت و اجازه نبرد خواست. طالوت گفت: «اما تو که جوانی بیش نیستی! جالوت حریفی نیرومند و صاحب قدرت است.»

حضرت داود، علیه السلام، گفت: اما نیروی من نیروی ایمان است. و به این ترتیب، پا به میدان گذاشت و تنها با یک فلاخن، جالوت را هلاک کرد. حضرت داود، علیه السلام، اگر چه بسیار جوان بود، همچون شیری نیرومند بر جالوت پیروز شد; اما خود او در کتاب مقدسش به نام زبور، درباره شیرمرد دیگری سخن می گوید که همانا علی، علیه السلام، است. او می گوید: «اطاعت آن بزرگواری که ایلی نام دارد، واجب است و فرمانبرداری از او همه کارهای دین و دنیا را اصلاح می کند. آن شخصیت والامقام را حدار (حیدر) نیز می گویند. او دستگیر بی کسان و شیر شیران باشد. قدرتش بسیار و تولدش در کعابا (کعبه) خواهد بود. بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعت کنند.

رؤیای پیامبر هندو

مهاتمابده در نزد هندوها که گروهی از هندیان هستند، پیامبری قدیمی و عظیم الشان است. در شرح حال او که قبل از میلاد مسیح، علیه السلام، می زیست، آمده است:

شبی مهاتمابده خواب عجیب و صادقی دید و برای منتری چنین نقل کرد: «... روح بسیار بزرگی مرا مبارک باد گفت و بشارتم داد. او گفت که نام من آلیا است و ملاقات با من نزد دیوار شکافته شده در جای بسیار پاک و مقدس (کعبه) به صورت یک بچه خواهد بود; اما هنوز به آن زمان، بسیار مانده است.»

در اکثر کتابهای بده، این دعا از او آمده است:

«ای مطلوب طالبان و عزیز عزیزان! ای آلیا! ای پیروز شونده بر همه! بیا و جلوه خود را نشان ده و مرا یاری فرما. ای شیر خدا! روبهان دنیا می خواهند مرا بخورند. تو را سوگند می دهم به آن کسی که دست و بازویش هستی، و به آن کسی که نیرو و قدرتش در تو است، مشکل مرا بگشای.»

وقتی مهاتمابده در بستر مرگ آرمیده بود، عزیزترین شاگردش به نام آنند در کنارش نشسته بود و گریه می کرد. مهاتمابده که آرامش در چهره اش موج می زد، رو به او کرد و گفت: «... تنها من برای هدایت بشر به دنیا نیامده ام و خاتم سلسله نبوت هم نیستم. زمانی خواهد آمد که شخص دیگری به نبوت مبعوث می شود. او نور خدا باشد و از حکمت خدا برخوردار است... او کسی که که پیامبری به او ختم خواهد شد و بر سرش یک تاج پنج پهلو باشد که مانند خورشید و ماه بدرخشد و نام الماس بزرگ آن آلیا باشد... ستمگران دردانه های (فرزندان) او را بسی آزار رسانند و برای ریشه کن ساختن آنان، از کاری فروگذاری نکنند و دست به هر عمل ضدانسانی می زنند; ولی خدا نام او، کار او، مقصد او و نسل او را تا آخر دنیا باقی خواهد گذاشت.

منبع:

کتاب «علی و پیامبران »، نوشته برجسته حکیم سیالکوتی که سیدمحمد مختاری آن را همراه با اضافاتی جامع به فارسی برگردانده است. تمام مضامین و موضوعات این کتاب، با اسناد و مدارک مستند و معتبر و قید تاریخ، عنوان کتاب و اسامی دانشمندان و موارد لازم دیگر همراه است.