سلام عزیزانم!مژه

امشب بالآخره تونستم یه کوچولو طلسم رو بشکنم و در نخستین گام آهنگ وبم رو عوض کنم!

آهنگایی که انتخاب میکنم معمولاً حرف دلم هستن و باهاشون حال میکنم:

گریه نمیکنم نه اینکه سنگم          گریه غرورمو به هم میزنه

مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه، قدم میزنه!

گریه نمیکنم نه اینکه خوبم        نه اینکه دردی نیست، نه اینکه شادم!

.........................

یه کهکشونم ولی بی ستاره        یه قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی نابو داره!

اگه یکی باشه منو بفهمه        براش غرورمو به هم میزنم!

گریه که سهله، زیر چتر شونه اش تا آخر دنیا قدم میزنم!

از آخرین پستم تا الآن و حتی قبل از آخرین پست، مطالب متنوع و فراوونی براتون جمع آوری کرده بودم و تو ذهنم داشتم تا بنویسم اما نشد که نشد!

حتی چندبارم پست نوشتم اما نصفه و نیمه رها کردم و به انتشار نرسید!

الآنم قصدشو نداشتم اما وقتی آهنگ احسانو شنیدم حسش کمی به وجود اومد و شد اینی که میبینین!

امیدوارم امشب سرآغاز بازگشت من باشه!فرشته

در هر حال شرمنده و قدردان گل روی همه دوستان عزیزی هستم که علنی و خصوصی حالمو پرسیدن و نگرانم بودن و تشویق و شارژم کردن!

و در یک  کلام روی قشنگ این دنیای مجازی رو نشونم دادند!بغل

پی نوشت:

فردا عازم ماموریتم و جمعه بر میگردم! ببخشید اگه  کامنتا و پاسختون با تاخیر منتشر میشه!

راستی الآن ساعت 2:15 بامداده!