اونهایی که منو اینجا میخونن حتماً تا حالا دیدن که اگه خبر جالبی به دستم برسه لینکشو اینجا میذارم تا بتونن استفاده کنن! این دفعه هم به یه خبر خیلی جالب و آموزنده برخوردم که حیفم اومد براتون تعریفش نکنم. اول قصد داشتم طبق معمول لینکشو بذارم اما بعد دیدم بهتره زحمت دوستان رو کم کنم و خودم این خبر رو که بیشتر از هر نوشته ای با چندتا عکس بهتر بیان میشه، منتشر کنم. این شما و این هم دو پرستوی عاشق در آشیانه:

احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوج‌های معلولی هستند که مدت یک سال است با یکدیگر ازدواج کرده و درخانه‌های مخصوص زوج‌ها در آسایشگاه کهریزک زندگی می‌کنند. احمد دچار معلولیت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا است. این زوج معلول، اما توانمند در زمینه کارهای هنری فعالیت هایی دارند.


فاطمه در حال شستن ظروف در آشپزخانه منزل

احمد در حال شانه کردن موهایش بوسیله پا

فاطمه در بستن موهای احمد به او کمک می‌کند

احمد در حال اتو کردن لباس‌هایش

احمد و فاطمه در حال تماشای تلویزیون و صرف صبحانه

احمد در حال شستن پاهایش

احمد در حال مسواک زدن

فاطمه در حال زدن ادکلن به لباس‌های احمد پیش از خروج از منزل

فاطمه و احمد در راه کارگاه موسیقی دربخش کارگاه‌های توانبخشی آسایشگاه

احمد و دوستش مرتضی در حال تمرین قطعه‌ای موسیقی

احمد و فاطمه در کارهای خانه به یکدیگر کمک می‌کنند

احمد و فاطمه در حال صرف ناهار

احمد و فاطمه در حال گپ زدن و مرور عکس‌های عروسیشان

احمد جوان پر شور و دوست داشتنی، هر از گاهی، در سکوتی

دوست داشتنی با خدایش خلوت می‌کند


فاطمه در آرامشی دوست داشتنی به ترانه‌ای که احمد برای او می‌خواند، گوش می‌دهد

جون من به چهره های معصومشون نگاه کنین! آرامش و رضایت و شادی رو نمیشه دید؟

من به این دوتا پرستوی عاشق میگم نشونه خدا! آیه الهی!

اصلاً گاهی وقتا به نظرم میاد شاید خدای مهربون به بعضی بنده 
هاش یه چیزایی رو نمیده تا بقیه بنده هاش با دیدن داشته هاشون خوشحال بشن و شکرگذار ی بکنن!

درس دیگه ای هم که از داستان امثال احمد و فاطمه میشه گرفت  اینه که از دست دادن یک یا چند نعمت  آخر دنیا نیست و بازم میشه شاد زندگی کرد! سخته اما میشه!

شما چی؟ شما چی برداشت می کنین؟

پی نوشت: فردا میرم سفر و تا چهارشنبه اونجام! پس اگه لطف کردین و نظر گذاشتین از عدم انتشارش تا اون موقع دلخور نشین! 

منبع خبر: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=68357 

عکاس: منصوره معتمدی