پیش نوشت: دوستانی که تازه به جمع خوانندگان این وبلاگ پیوسته اند اگر قسمتهای گذشته این سفر تاریخی به همراه آقای ادوارد پولاک را بخوانند برایشان مفیدتر خواهد بود !

"به چیزهایی که همراه عروس می کنند «جهاز» می گویند که همواره و تحت هر شرایطی ملک طلق وی باقی می مانند. خیلی کوشش می شود که حتی المقدور قافله جهاز را بزرگتر جلوه دهند تا نمایی از ثروت عروس باشد و درنتیجه خیلی اوقات یا در یخدانها چیزی نیست و یا آن را از پوشال و سایر چیزهای بی مصرف پر می کنند.

دیگر مقارن نیمه شب عروس را بر اسب می نشانند و در هیاهوی صدای طبل و تیر تفنگ و با مشعلهایی که به دست دوستان عروس حمل می شوند وی را تا خانه داماد بدرقه می کنند و وی بالآخره در اینجا چشمش به جمال عروس روشن می شود! نزاکت و آداب دانی این است که وی به خشونت حجاب را از رخ عروس برگیرد و او نیز در برابر این اقدام مخالفت و مقاومت کند!

در آن لحظه که حجاب به کنار می رود شوهر به صدای بلند می گوید «بسم الله الرحمن الرحیم»

منطبق با یک عقیده رایج خرافی هرکس بتواند پیش دستی کند و زودتر پایش را روی پای طرف بگذارد در خانه حکمش  روان می شود و دست بالا را احراز می کند و در نتیجه طرفین به یک مسابقه جدی در این زمینه می پردازند. در حالی که کوشش و تلاش برای گذاردن پا به روی پای دیگری در جریان است زنهایی که در اطاق مجاور هستند فریاد می زنند:«زود باش!»

وقتی دختری ازدواج می کند باید دست نخورده و به عبارت دیگر«دختر باکره» باشد. در مورد فقدان بکارت هیچ عذری پذیرفته نیست. از آن بالاتر اینکه در این مرد به صرف اظهار شوهر پس از شب اول می توان زن را طرد کرد! این رسمی است سخت ظالمانه و بیدادگرانه زیرا اغلب از این مستمسک استفاده می کنند تا نیت سوء خود را برای به اصطلاح دوشیدن طرف  و به دست آوردن پول با بدنامی زن بیچاره ای عملی کنند. البته این رسم از طرف دیگر باعث شده  تقریباً همه دخترانی که به خانه شوهر می روند از نظر بدنی باکره باشند. حال اگر از بخت بد از دختری ازاله بکارت شده باشد دست به تمهیداتی می زنند که ننگ را از دامن دختر پاک کنند و آبروی پدر و مادر را نجات دهند. مثلاً او را به عقد میرزای بیچاره ای در می آورند به این شرط که پس از مدت کوتاهی باز طلاقش بدهد تا بتوانند بعد وی را به ریش مرد معتبری ببندند. یا اینکه او را به پسر بچه جوان بی تجربه ای می دهند یا با کمک جراحی توسط تنی چند از جراحان ایرانی که در آن مقوله کار آمدند آن را جبران می کنند.(عجب! چقدر جراحی ایران اون زمان پیشرفته بوده! ما فکر می کردیم این جور عملها فقط چند ساله مد شده!نیشخندشیطانزبانخوشمزه)

هرگاه شوهری زن خود را با دیگری در یک فراش ببیند می تواند حتی او را بکشد. اما از آنجا که اثبات این امر از طریق گواهان بسیار مشکل است، شوهر طلاق را ترجیح می دهد. البته طبیعی است که در این حالت دیگر زن ادعایی نسبت به جهیزیه اش نباید داشته باشد.

طلاق عادتاً هنگامی صورت می پذیرد که زن نتواند بچه بیاورد و این نقص از ناحیه وی شناخته شود، یا سر به هوا باشد و در مظان خیانتکاری قرار بگیرد و در مرحله آخر اینکه برای شوهرش بدقدم باشد! یعنی بلافاصله بعد از ورود وی به خانه شوهر بدبختیی رخ نماید. در این صورت وی را شوم می پندارند و می کوشند از شرش خلاص شوند."

ادامه دارد.....