چند وقت پیش تقریبا برای نخستین بار وارد دنیای وبلاگ شدم و دیدم بابا چه خبره اینجا! از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه! دقیقا آدم رو یاد  بازارای سنتی قدیم میندازه که  هر فروشنده ای جنس مرغوب یا بنجل خودشو با داد و هوار و بعضا شعرای قشنگ فریاد میکنه:

گل به سر دارم خیار......!!زبان

تو این بازار تنوع مطالب و نظرات اونقدر زیاده که آدم سرگیجه میگیره! بعضیا درد و دل میکنن و بعضیا آموزش میدن! بعضیا فحش میدن و بعضیا نصیحت میکنن!

یکی عاشقه و یکی مریض! یکی تو عرش و عرفان سیر میکنه و اون یکی روی زمین و حتی زیر زمین!  

خیلیاشون اشک آدم رو در میارن اما یکی با خنده اون یکی با گریه!

از اون جالبتر نظراتی بود که در پاسخ  به  مطالب ارسال میشه!

خلاصه همون اولای ورود به این دنیای شلوغ و پر سر و صدا بود که گذرم به وبلاگی افتاد که اسمش توجهمو جلب کرد:

"اینجا ایران من زن!"

به عنوان یه مرد ایرونی کنجکاویم جلب شد و رفتم تو! دیدم ای بابا! این خونه که تو این وبلاگ ازش صحبت میشه انگار خونه خودمه! آقای شوهری عین من ماموریت میره و .... عین من رفتار میکنه و ........

و این قلم زیبای خانومیشه که چقدر قشنگ و خودمونی حرف دلشو میزنه!

این بود که جذب این وبلاگ شدم و کم کم  شروع کردم به نظر دادن تا....

تا اینکه مدیر وبلاگ تشویقم کرد که به جای نظر دادن خودم یه وبلاگ بزنم!

راستشو بخواین اولش کمی دلهره داشتم که نتونم.....یعنی خوب نتونم....آخه میدونین؟ من هیچوقت نمره انشام از 16 بیشتر نشده!!!

اما بالاخره دلمو به دریا زدم و شروع کردم! بسم الله!

امیدوارم بتونم ....و بتونم انرژی مثبت بدم و .........یاد بگیرم و یاد بدم!

ممنونم ایرن دخت! سپاس آقای شوهری!